علی نظری

 

 

روانشناسی،شخصیت شناسی از روی رفتار و حرکات اشخاص، زمانی که دو نفر برای اولین بار همدیگر را ملاقات می کنند، به دنبال نشانه هایی برای شناخت شخصیت هم می گردند. از حالت دست گرفته تا شیوه جواب دادن به تلفن همراه، همگی راههایی هستند که به کمک آنها می توانید شخصیت طرف مقابل را تا حدودی تشخیص دهید.
 

حالت دست
شما می توانید از طریق حالت دست طرف مقابل، شخصیت او را تشخیص دهید. افرادی که حرکات دست زیادی دارند، معمولا افرادی قدرتمند با اعتماد به نفس بالا هستند که دوست دارند خودشان را در مقابل دیگران بیان کنند در حالی که آنهایی که زیاد هنگام صحبت کردن دست خود را تکان نمی دهند، افرادی کم رو و بدون اعتماد به نفس هستند که به دنبال ساده ترین راه برای انجام کارهایشان می گردند.

وقت شناسی
آیا دیر سر قرارتان رسده اید؟ این رفتار شما بر شخصی که منتظر شما مانده است، تاثیر منفی خواهد گذاشت. افرادی که وقت شناس هستند، افراد با انگیزه ای هستند که ساختار ذهنی منظمی دارند و برای لحظه به لحظه زندگی خود ارزش قائلند در صورتی که افراد وقت نشناس، افراد بی ملاحظه ای هستند که همیشه در حال دویدن به این طرف و آن طرف اند و تمام کارهای خود را در دقیقه 90 انجام می دهند.


 

ادامه مطلب

  • نویسنده : علی نظری
  • بازدید : 529بار
  • انتشار : سه شنبه 30 آبان 1396برچسب:, - 16:31

 

 

اختلال شخصیت عبارت است از یک الگوی با دوام و پایدار از رفتار و تجربه درونی که به طور قابل ملاحظه‌ای با انتظاراتی که از شرایط فرهنگی فرد وجود دارد متفاوت باشد، فراگیر و غیرقابل انعطاف باشد، شروعش به دوران نوجوانی یا اوایل بلوغ برگردد، در طول زمان پایدار باشد و به ناراحتی یا آسیب‌دیدگی روحی منجر گردد.»به دلیل آن که این اختلالات، مزمن و فراگیر هستند. می‌توانند به اختلال جدّی در کار کرد و زندگی روزمره بیانجامند.

درکل شخصیت یعنی مجموعه‌ای از رفتار و شیوه‌های تفکر و هیجانی شخص در زندگی روزمره که با ویژگی های بی همتا بودن، ثبات(پایداری) و قابلیت پیش بینی مشخص می‌شود.

 

باتوجه به راهنمای تشخیصی وآماری اختلالات روانی، ۱۰ نوع اختلال شخصیتی متفاوت وجود دارد که در ۳ گروه قابل دسته بندی هستند.

 

 ادامه مطلب 

  • نویسنده : علی نظری
  • بازدید : 548بار
  • انتشار : یک شنبه 28 آبان 1396 - 13:53

 

 

در روانشناسی اجتماعی گفته شده است که لومپن، همان شخصیت مرزی«Borderline» است . البته لمپنیسم معادل کلمه «Vulgarization» است. در معانی دیگر، «لومپن» به اشخاصی گفته می‌شود که ظاهر پرولتاریایی دارند، ولی فاقد فهم و شعور طبقاتی هستند و در واقع از زمانی که مارکسیسم در ادبیات سیاسی اروپا رواج یافت، این طبقه از میان توده مردم نمایان شد. اما در ایران، ظهور این افراد را در منازعات سیاسی و جریانات تاریخی هم دید‌ه‌ایم و چون تاریخ معاصر ما، هیچگاه از حاکمیت مطلق و استبداد جدا نبود و همیشه این قشر، آلت دستی برای قدرت حاکمه بوده‌اند، نمی‌توان به آنها، دقیقاً لومپن گفت. اما چون در بین مردم، این واژه معرف جاهل‌ها، قمه‌کش‌ها، تپانچه‌کش‌ها، لاتها و اراذل و اوباش است، ناگزیریم برای بررسی تحلیلی این پدیده در ایران معاصر، از کلمه لومپن «Lumpen» و لمپنیسم «Lumpen -ism »استفاده کنیم. به ویژه یکی از اصولی که مورد تأکید لومپن ها است، «غیریت‌پروری» است. غیریت پروری می‌گوید: «هر که با ما نیست از ما نیست، دیگری دشمن ماست، دشمنی که باید نابود شود». بنابراین از نظر یک لومپن، فرقی نمی‌کند که شما پرولتاریا باشید یا نباشید، دارای طبقۀ اقتصادی- اجتماعی بالا، متوسط یا پایین هستید یا نه، بلکه برای آنها مهم است که با آنها باشید.

ادامه مطلب 

  • نویسنده : علی نظری
  • بازدید : 532بار
  • انتشار : یک شنبه 28 آبان 1396 - 13:46

 

 

کتاب هایی که در سال 2016 بیشترین میزان فروش را داشته اند 

 

«من پیش از تو»، جوجو مویز

یکی از چهره‌های جوان که دنیای داستان را این روزها تحت تأثیر کتاب‌های خود قرار داده است، یک روزنامه‌نگار جوان انگلیسی است که تاکنون چند اثر عمدتاً با موضوع عاشقانه منتشر کرده است. کتاب «من پیش از تو» و پس از آن «پس از تو» دو عنوان معروف مویز است. مویز نثری روان دارد و تلاش دارد تا با استفاده از تکنیک‌های جدید داستان‌نویسی، داستان را برای مخاطب روایت کند. کتاب دیگر او، «دختری که رهایش کردی» نیز هرچند همانند دو عنوان ذکر شده، با اقبال آنچنانی همراه نبود، اما داستان سوفی همه مخاطبان کتاب را به سمت خود جلب کرد؛ به طوری که رسانه‌های غربی آن را این‌چنین توصیف کردند: کتابی که حتی یک لحظه نمی‌توانید روی زمین بگذارید.

 

 

ادامه مطلب

  • نویسنده : علی نظری
  • بازدید : 549بار
  • انتشار : یک شنبه 28 آبان 1396 - 11:16





آن بالا که بودم، فقط سه پیشنهاد بود. اول گفتند : 

زنی از اهالی جورجیا همسرم باشد ، خوشگل و پولدار. قرار بود خانه ای در سواحل فلوریدا داشته باشیم. با یک کوروت کروکی جگری. تنها اشکال اش این بود که زنم در چهل و سه سالگی سرطان سینه میگرفت. 
قبول نکردم.

راست اش تحمل اش را نداشتم. بعد موقعیت دیگری پیشنهاد کردند :
پاریس خودم هنرپیشه می شدم و زنم مدل لباس. قرار بود دو دختر دو قلو داشته باشیم. اما وقتی گفتند یکی از آنها نه سالگی در تصادفی کشته میشود. 
گفتم حرف اش را هم نزنید.

بعد قرار شد کلودیا زنم باشد. با دو پسر. قرار شد توی محله های پایین شهر ناپل زندگی کنیم. توی دخمه ای عینهو قبر. اما کسی تصادف نکند. کسی سرطان نگیرد. قبول کردم. 
حالا کلودیا- همین که کنارم ایستاده است – مدام می گوید خانه نور کافی ندارد، بچه ها کفش و لباس ندارند، یخچال خالی است. اما من اهمیتی نمیدهم. می دانم اوضاع می توانست بدتر از این هم باشد. با سرطان و تصادف. کلودیا اما این چیزها را نمی داند. بچه ها هم نمیدانند.

  • نویسنده : علی نظری
  • بازدید : 520بار
  • انتشار : یک شنبه 28 آبان 1396 - 9:50

 

 

شستشوی مغزی یا کنترل ذهن عبارتی است عام برای اشاره به استفاده از روش‌های مختلف بویژه روانشناسانه برای تغییر باورها و افکار. شست‌وشوی مغزی ممکن است با عبارات دیگری مانند کنترل افکار، کنترل عقاید، مغزشویی و ... نیز شناخته شود.

DSM-IV-TR این اختلال تجزیه‌ای را به این شکل توصیف می‌کند: "حالتهای تجزیه‌ای که در افرادی رخ می‌دهد که در معرض دوره‌های طولانی مدت و شدید متقاعد سازی اجباری قرار داشته‌اند (مثل شستشوی مغزی، بازسازی فکر، یا تلقین در هنگام اسارت).

 

ادامه مطلب

 

  • نویسنده : علی نظری
  • بازدید : 561بار
  • انتشار : یک شنبه 28 آبان 1396 - 1:32

 

 

همه ی ما خویشتنی داریم و به شدت سعی می کنیم از حقِ حیات آن دفاع کنیم. اما آسیب پذیری بخشی از خلقتِ ماست.

همه ی ما بحران های شخصی را تجربه کرده ایم؛ مثلا مرگِ ناگهانی عزیزانمان و یا اطلاع یافتن از اینکه یک بیماری جدی داریم. هر احساسی که به احساسِ خوشبختی ما حمله ور می شود، به احساسِ ما از خویشتن نیز حمله می کند. اگر خانه یا تمامِ پول خود و یا همسرتان را از دست بدهید، این رویدادِ بیرونی، هیجان های ترس و نگرانی را به سرتاسرِ خویشتن ارسال می کند.

در هر لحظه ای که احساس می کنید دنیا ی شما در حالِ متلاشی شدن است، آن چیزی که واقعا در حال فروپاشی است، خویشتن و اعتمادِ آن به درکِ واقعیت است.

پس از هر تکانه ی شدیدی که به جسم یا ذهن وارد می شود، مدتی زمان می برد تا شخصیت خویشتنِ آسیب پذیر بهبود یابد.

خیلی خوش اقبال هستیم که این ضرب المثل قدیمی حقیقت دارد: "روح ها نمی شکنند، فقط خم می شوند.

  • نویسنده : علی نظری
  • بازدید : 746بار
  • انتشار : جمعه 26 آبان 1396 - 14:11

 

 

 

ازكودكی بیرون می آییم،

بی آنكه بدانیم جوانی چیست،
ازدواج می كنیم،
بی آنكه بدانیم متاهل بودن چیست،
و حتی زمانی كه
قدم به دوره پیری می گذاریم،
نمی دانیم به كجا می رویم

سالخوردگان،
كودكان معصوم كهنسالی خویش اند.
از این جهت، سرزمینِ انسان
سیاره ی بی تجربگی است.

میلان کوندرا

  • نویسنده : علی نظری
  • بازدید : 496بار
  • انتشار : جمعه 26 آبان 1396 - 13:20

ایسم شناسی و آشنایی با مکاتب مختلف

 

 

سکولاریسم: 

سکولر در زبان انگلیسی و فرانسوی به معنای دنیوی و آنچه که مربوط به دنیا است می باشد. و از کلمه سکولوم به معنای امور دنیا مشتق و گرفته شده است. سکولاریسم به دنیاپرستی و امور مادی اصالت می دهد. و آنچه مربوط به غیر دنیا باشد، مانند مسائل معنوی و دین و مذهب را رد می کند. و مرادف با کلمه سپ تیسم است.

 

اگزیستانسیالیسم:

مکتبی که معیار کمال انسان را فقط در آزادی او می داند، و معتقد است که تنها موجودی که آزاد آفریده شده انسان می‌باشد و محکوم هیچ جبر و ضرورت و تحمیلی نیست و هر چیزی که بر ضد آزادی و منافات با آن داشته باشد، انسان را از انسانیت خارج می نماید. و اگر انسان خود را وابسته و متعلق و بنده چیزی نماید از انسانیت خارج شده است. و پیروان این اندیشه می گویند اعتقاد به خداوند نوعی اسارت و مانع رشد بشر است.

 

  سوسیالیسم:

واژه سوسیالیسم (جامعه باوری) در زبان فرانسه به معنای اجتماعی می باشد. و در انگلیسی (سوسیالیسم سیاستی که هدف آن نظارت جامعه بر وسایل تولید و اداره‌ آنها به سود همگان است). البته این تعریف، یک تعریف جامع نیست، زیرا نظارت عمومی بر اموال و تولید معنای وسیعی دارد. امابهترین وجه اشتراک سوسیالیست برتری جامعه و سود همگانی بر نظریه فردگرایی و سود فردی است، که سوسیالیسم به انواع متعددی مانند سوسیالیسم لیبرال، مارکسی، نوین، تکاملی، فابیان، صنفی و پارلمانتر و اقسام دیگر، تقسیم می شود.

 

 ادامه مطلب

 

 

 

 

  • نویسنده : علی نظری
  • بازدید : 575بار
  • انتشار : جمعه 26 آبان 1396 - 12:52

 

 

 

دل ز تن بردی و در جانی هنوز

دردها دادی و درمانی هنوز

آشکارا سینه‌ام بشکافتی

همچنان در سینه پنهانی هنوز

ملک دل کردی خراب از تیغ ناز

واندرین ویرانه سلطانی هنوز

هر دو عالم، قیمت خود گفته‌ای

نرخ بالا کن که ارزانی هنوز

ما ز گریه چون نمک بگداختیم

تو ز خنده شکرستانی هنوز

جان ز بند کالبد آزاد گشت

دل به گیسوی تو زندانی هنوز

پیری و شاهدپرستی هم خوشست!

خسروا تا کی پریشانی هنوز؟

 
دسته بندی : ادبیات ، شعر ، ،
  • نویسنده : علی نظری
  • بازدید : 1021بار
  • انتشار : پنج شنبه 25 آبان 1396 - 22:55